خواجه نصير الدين الطوسي
528
اخلاق محتشمى ( فارسى )
بر كنى ركين التجا [ 21 ر ] كرده و آمن گشته ، و در ملابست فعل خويش پيش از حلول مواقع حزم و اضطرار ، عنان اختيار بدست داشته ، كه مشاورت اصحاب تجارب و خرد عدتى و عتادى كامل و ابهت و شوكتى تمام است ، و هركس كه از تفرق و نفرد رأى « 1 » و خطاى فعل خود حذر نكند و نينديشد ، بتضييع سعى و ابطال طلب خود رضا داده باشد . و بعبث « 2 » عمل خود اقرار كرده . ( شعر : ) خليلىّ ليس الرّأى فى صدر واحد * اشيرا علىّ اليوم ما تريان ( 24 ) اى پسر ! انديشههاى دنيا را چون سرعت مفارقت و عجلت تقلب آن ، معلوم و مقرر است از خود دور گردان ، و شدت و صعوبت مشقتها و مكاره دنياوى ، بتوقع رخا « 3 » و سهولت و آسايشى كه بر عقب آن مأمول و متيقن است تحمل كن ، كه زهد و قناعت را در دنيا بعد از آن عوضى نفيس و اجرى جزيل خواهد بود ، [ 21 پ ] بهنگامى كه حاجت تو بيشتر از آن باشد كه اكنون است « 4 » ، فَلا « 5 » تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ . ( 25 ) اى پسر ! چون كسى از تو سؤالى كند در جواب آن تثبّت و تأنى واجب شناس ، تا اجابت تو از سر تدبر و بصيرت باشد ، و چون تو از كسى مسألهاى خواهى پرسيد ، اوّل نقضى كه او را بر سؤال و مقال تو لازم و وارد خواهد شد ، در خاطر آر « 6 » ،
--> ( 1 ) - خ : برأى . ( 2 ) - خ : بعيب . ( 3 ) - ص : برخا . ( 4 ) - خ : راست . ( 5 ) - خ : فلا . ( 6 ) - ص : آورد .